میدونی لذت بخش ترین لحظه برای من کی بود؟؟ اون موقعی که یه نفر که واسه من مریم پاک بود بدکاره از آب در اومد و من به سادگی و بدبختیه خودم از ته دل خندیدم هیچ افسوسی هم برای احساسم که وسط راه سرخورده شده بود نخوردم .
دیشب به این نکته توجه کردم که واقعا بود و نبود من برای پدر گرامیم هیچ تفاوتی نداره چه بسا بخواد منو زود دک کنه و از شرم راحت شه ولی بود و نبود اون برای من خیلی فرق داره نمیدونم چرا هیچوقت نمیتونه اینو بفهمه که من واقعا دوسش دارم هم اونو هم اون آجیه دیوانمو
من هنوزم دستام رو پشت سرم حلقه ميكنم تا يه وقت يه قهرمان ديگه به قصه هاي من اضافه نشه
نوشته شده در یکشنبه 26 اسفند1386ساعت 10:22 PM توسط ایلناز
|



